کسی که مثل هیچکس نیست
من خواب دیده ام که کسی می آید...کسی دیگر...کسی بهتر...کسی که مثل هیچکس نیست
در یاد دارمت تمام اين شب هاي بي ستاره تمام اين روزهاي بي روزنه كه ناميدمت، ناليدمت و رفتمت از ياد نفرين به خاطره و شراب چشماني كه دست عافتيش نبود نوازشگر جعد جادوي اين شام بي خواب قسم به تو و به عشق تو تمام لحظه هاي شراب مي دانستم بامداد خمارم را كسي مونس نيست اي كه مرا همه كس قسم به تقدس عاميانه ي رفتار تو گشايشي در راه است من معجزه ي اتفاق تو را باور دارم تو را...اي كسي كه "مثل هيچ كس" دور باد چشم هوس هاي تو كور باد كودك چشمان زود باور من اگرچه دل شكست به سنگ سرد كلام تو هنوز... چشم تو پيداست در چشم آب و آيينه در صورت تمام ماه در روزنه هاي شفاف گياه كه هواي مشكوك تو را دم مي زند باران نَشست ناخن نَخَست داغ سياه چشمانت را بر دل بر دامن بر سكر التيام بيهوده ام ... بي تو... من آفتاب لب بوم من... سايه ي رو به زوال بايد آغاز كنم تو را با نام تو كه سالخورده ام به ساليان بي تو باید عطر تو را داشته باشد هر نفس قلبي اگر که مي تپد در خون خاطرات تو بايد از سبزینه ی تو تازه شود اين درخت عور اين خزان لخت كه زيسته ام در هواي تو و تو ناگزير آمدني پرستوي من وقتي كه اين خانه آشيان تو باشد. نه بر دل كه بر جانم نشست طرح سكوت چشمانت كه سياهي ستاره بارانش را سرخي خواب مي نورديد والفجر...! و قسم به اسم تو كه خون دل مي خورم تمامی این شب ها...
من خو كرده ي اين درد
من خود كرده ي بي تدبير تمامي اين شب ها و ليال ٍ عشر...!


| Design By : Night Skin |

