تبليغاتX
کسی که مثل هیچکس نیست


کسی که مثل هیچکس نیست

من خواب دیده ام که کسی می آید...کسی دیگر...کسی بهتر...کسی که مثل هیچکس نیست

به انگور تو افطار مي كنم

به قدرِِ قضاي  آن دو چشم سياه

كه ربنا مي خواند، صداي تلخ زني

در سكوت ديوانه وار من

زني خود افگار موهومي عشق

تمكين كنم اين درد را يا نشوز

پيش قاموس شكسته ي انسان

بيمناك غرور بند زده ام

كه تلنگري ديگر را تاب نمي آورد

دريغا كه در چشمان سفر كرده ي توست

پناهي كه مي جويمش

بيقرار ترانه ها كه مي خواندي ام

ليك... اين واژه هاي نامراد

تازيانه كه بر منطق بي زبان من اند

حريم فاصله را ارج مي نهم

قدمهايت بر چشم كه مي روي

اين هميشه هاي حرامي

كه زير دين مژگان توام

دوست مي دارمت هنوز!

 

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 15:31 توسط سمیرا | |


Design By : Night Skin