کسی که مثل هیچکس نیست
من خواب دیده ام که کسی می آید...کسی دیگر...کسی بهتر...کسی که مثل هیچکس نیست
اين روزها محبوبه هاي پنجره ام بهانه گير عطر تواند گويي... از شب نوشته هاي خاموش من باز مي آيند كاينچنين... به بوي تند چراغ دامن آلوده اند شايد... سكوت آزارهاي شبانه را از چشم هايم شنيده باشند با آن تن كبود محجوب و سر به زير آتش سر به خاكستر هوس هاي تو را مي مانند دستي در اين شب هاي راز منطق درهاي بسته را در دل محبوبه هاي من خون مي كند چشمي در اين روزهاي نياز چشم نظر باز تو را نظر دارد... اين روزها بيش مي جويم و كم مي يابمت! دارم از دست مي روم تو را...! سهمي از تو براي من سهمي از من براي باد چه داني كه چه مي كشم چو مي دانم آنچه را كه نمي ماني!
ای چراغ مطمئن! در ما طلوعی تازه باش
ما كه عمری در شب زلف تو سرگردان شدیم
| Design By : Night Skin |

