کسی که مثل هیچکس نیست
من خواب دیده ام که کسی می آید...کسی دیگر...کسی بهتر...کسی که مثل هیچکس نیست
فرياد را كه سرب توام در سينه نهفت...، جان به گلو رسيد! امانم اگر دهي هق هق اين بغض مي گويمت كه سوز سينه را آتش تو تسكين است خون و خاكسترم را كه دستان باد در دامان مام وطن لاله روييد روزه ي سكوت را به شكوه مي شكنم اي كه هر يكي هابيل را هزاران قابيل زائيده اي به كدامين گناه كشته شدم؟! مرا بهاي سبز و سرخ اين گوي داغ بر سينه ي آمالم وه خاك گور كه بر چشمان در راهم... نگاه كن... آفتابم كه غروب مي كنم بر خرام اين ستاره هاي بعيد و بهاي خونم تا ابد بر گرده ي توست وطنم...! دلشكسته ي خاموش مي روم... تا كه سبز باز آيمت!
بای ذنب قتلت؟؟؟
| Design By : Night Skin |

